شام غریبان

شام غریبان

 

 

باغبانان رفته اند وغنچه تنها مانده است

بلبلی در خیمه های سوخته جا مانده است

اشک در چشمان زینب ، خون به گوش کودکان

مشک،خالی در کنار دست سقا مانده است

جای طفل شیر خوار آغوش گرم مادرست

لیکن آن شش ماهه بر آغوش بابا مانده است

کیست تا زیر بغل گیرد اسیر درد را؟

محرمی دیگر برای زینب آیا مانده است؟

با دلی لبریزِ ماتم همره این کاروان

می رود اما دلش در قتلگه جا مانده است

با اسیران می رود طفلی سه ساله سوی شام

ردّ پای کوچکش بر روی صحرا مانده است

دست دشمن ها خشن،رخساره ی طفلان لطیف

جای سیلی بر رخ گلهای زهرا مانده است 

هست از خونهای سرخ آن ز پا افتادگان

پرچم توحید اگر اینگونه بر پا مانده است


 مرتضی اسدالهی صابر

برچسب ها :

شام غریبان,شام
نظرات کاربران
X
در صورت مشاهده مطالب مغایر با قوانین و شعونات اسلامی از بخش ارتباط با ما گزارش دهید تا سریعا حذف گردد