شعر شاعر وبلاگ در وصف خوابگاه...

شعر شاعر وبلاگ در وصف خوابگاه...

نفس کشیدن برایم سخت میشود


باور نکن تو خیالم تخت میشود


نمیدانم حلوا با پنیر خورده ای یانه


اما باورش هم سخت میشود


صبحانه ای که ز نان خشک خشک تر است


تکه ای کره, مقداری مربای تر است


چای را نگو که دلم کباب میشود


به سوسک های درونش که باب میشود


کف سلف نهایت دیدنیست


از برنج قرمز گرفته پراز ماکارانیست


روی میزها نهایت بهداشتی است


باور نه مطمئن باش پاکی پاکی است


چه شب ها که باسختی صبح کردیم


صدای قاروقور شکم گوش کردیم


دلم از برای همه سخت میگیرد


اینجا زندان کوانتاموناست یاکه شبگیر است؟؟؟؟؟

«فاطمه سلیمی»

نظرات کاربران
X
در صورت مشاهده مطالب مغایر با قوانین و شعونات اسلامی از بخش ارتباط با ما گزارش دهید تا سریعا حذف گردد